زورخانه

وبلاگ منوچهر عطاالهی

زورخانه ای
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: گـود مقـدس زورخـانـه

گـود مقـدس زورخـانـه

 خـانه ورزش ما جـای هوسنـاکان نیست                        جـای پاکان بود این ، منزل ناپاکان نیست

 زورخانه به طور کلی در نظر  ورزشکار  جای نیکان  و پاکان و مکتب فتوت و جوانمردی است . ادب و صفا و فروتنی و گذشتی که بین ورزشکاران ( حتی در زمان  حاضر )  مجری  است  در جوامع دیگر کمتر دیده می شود.

می توان ادعا کرد که تمام اصول جوانمردی در مراسم ورزش باستانی گنجانده شده و گود مقدس زورخانه مکتب فضیلت و تواضع و جوانمردی و فداکاریست . مربیان ورزش باستانی مقرر کرده اند که ورزشکاران همواره طاهر – سحر خیز و پاک نظر بوده و علاوه بر ادای فرائض و سنن ، متهجد و شب زنده دار و دارای حسن خلق باشند. در هنگام غلبه بر خصم کم فرصتی نکرده و خصم را در انظار خوار و خفیف نسازند و بشکرانه قوتی که از مبداء فیض به آنها عطاء شده در کشتی گرفتن از مروت دور نشوند .

در ضمن باید مساکین و عجزه را تا سر حد توانایی اعانت کنند و از اخلاق رذیله که موجب ذلت و انکسار است بپرهیزند و از بکار بردن فنونی که حریف را در انظار مردم هنگام غلبه بروی خفیف کند خودداری نمایند.

 گر بر سر نفس خود امیری مردی                                   بر کور و کر ار نکته نگیری مردی

مـردی نـبـود فتـاده را پـای زدن                                        گر دست فتـاده ای بگیـری مردی

 بنیاد زورخانه بر اساس فتوت و جوانمردی است و ورزش باستانی در ایران بعد از اسلام به تصوف آمیخته شده و این طبقه از ورزشکاران به سابقه جوانمردی که خوی جبلی پهلوانان ایرانی است، طریقه « فتوت » را که شعبه ای از شعب تصوف است ، بین خود رواج داده اند و طهارت و حلم و مدارا و ترک لذت و رخصت را ، که همان قواعد و آداب مسلکی اهل تصوف است پذیرفته اند .

بطوریکه در تواریخ مذکور است ، زورخانه هفتصد سال پیش بوسیله محمود معروف به پوریای ولی که ظاهراً از مردم خوارزم بوده و گویا در سال 772 هـ . ق . درگذشته است به صورت امروزی تجدید سازمان شده ، بدین جهت ، بی شک آنچه پیش از آن بوده می تواند حداقل در کشور ما تاریخی بسیار کهن داشته باشد زیرا ملت ایران که از آغاز تاریخ خود به پهلوانی و کشتی گیری و قدرت بدنی نیاز مبرم داشت تا بدستور زرتشت پیغمبر باستانی اش خود را برای یاری اهورا مزدا در چالش با اهریمن نیرومند سازد، همواره ضعف و زبونی را مذموم شمرده اند ، در اوستا ، نامه مینوی آئین زرتشت چنین آمده است:

« پهلوانی مردانه را میستائیم که بمردان گشایش دهد ، که بهوش گشایش دهد ، که تندتر از تند و دلیرتر از دلیر ‌‍‌] است [ که بسان بهره ئی ایزدی به ] مرد [ رسد و مردان را در گرفتاری رهائی بخشد » .

نقش زورخانه بعد از اسلام ، در احیای نهضت ملی ایران و ضد بیگانگان و همچنین رستاخیز زبان و فرهنگ و آئین فتوت و اخوت که از عهد باستان در کشور ما رواج داشته است اهمیتی بسزا دارد.

ساختمان زورخانه :

 زورخانه بنائی است مسقف که بوسیله حجره ای که در سقف بنا تعبیه شده روشن می شود ، ساختمان  زورخانه  در  روزگار  ما شباهت زیادی به خانقاه صوفیان دارد و « سردمی » که مرشد برآن می نشیند به منابر سخنوری آنان می نماید.

« گود » زورخانه که ورزشکاران در آن ورزش می کنند ، پایین تر از سطح زمین قرار دارد باین منظور که ورزشکار هنگام ورزش نسبت به دیگران پایین تر قرا گیرد و در خود احساس کبر و نخوت نکند.

گود معمولاً به شکل کثیر الاضلاع هشت گوشه ساخته می شود و در قدیم آنرا چهار گوشه و شش گوشه نیز می ساخته اند. بر لبه گود بجای ازاره چوبهایی نصب کرده اند تابر اثر ضرب دست کشتی گیرها و جست و خیز ورزشکاران ریزش نکند . در اطراف گود غرفه هایی برای نشستن تماشاچیان و کندن لباس و گذاشتن آلات و اسباب  ورزشی  منظور  گردیده  ،  در  یکی  از  غرفه ها که مدخل زورخانه محسوب می شود، سکوئی بنام سردم برای نشستن مرشد زورخانه ساخته اند و در جلو آن چوب بست و یا وسیله ای مانند آن برای آویختن زنگ  بر پا  کرده اند.

کسانیکه بزورخانه های قدیمی ساز رفته اند ، مشاهده کرده اند که در ورودی زورخانه بسیار کوتاه ساخته شده بطوریکه عبور کنندگان آن بایستی خم شوند و از در بگذرند ، بعقیده ورزشکاران این اولین نشانه فروتنی و تواضع جبری کسی است که وارد زورخانه می شود.

ضرب زورخانه :

یکی از وسایلی که حرکات ورزشی را در زورخانه تنظیم می کند و محرک ورزشکارمی شود « ضرب » زورخانه است که با خواندن حماسه ها و ابیات اخلاقی همراه است.

مراتب و القاب رایج در زورخانه :

 مراتب و القاب ورزشکاران و پهلوانان در مراحل ممارست ورزش باستانی ،با ممارست های زیادی تحصی می شود بطوریکه جوانان ورزشکاری که در زورخانه تحت تعلیم مخصوص قرار می گیرند و شاگردی پهلوان بخصوصی را قبول می کنند ، « نوچه » خوانده می شوند . نوچه پس از اینکه زیر دست پیشکسوتها ( ورزشکاران سابقه دار ) تحت تعلیم قرا گرفت و فنون کشتی و آئین پهلوانی را آموخت. به مرحله « نوخاستگی » که رتبه ای بالاتر است می رسد. وقتی در این دوره هم با رموز ورزشکاری و هنر و فنون کشتی گیری کاملاً آشنا شد و بدنی ورزیده و نیرومند یافت . بمرتبه « ساخته » نائل می گردد . رتبه بالاتر از آن « پیشکسوت » است و ورزشکاری که در رعایت آداب و رسوم زورخانه و ورزشکاری و میانداری و تعلیم به نوچه ها و نوخاسته ها ورزیده شده باشد و در جوانمردی و فتوت و فروتنی در میان مردم به حسن اخلاق معروف گردد. به مقام پیشکسوتی می رسد و مرشد مقدم او را به زورخانه ، با طلب صلوات از حضار وزدن به طبل اعلام می دارد . هنگامیکه ورزشکار به مرتبه کمال پهلوانی و پیشکسوتی برسد . عنوان پهلوان صاحب ضرب و صاحب زنگ مییابد و ایشان کسانی هستند که در تمام زندگی با ورزش باستانی سر و کار داشته و عنوان پهلوان را با کلیه سجایای آن دارا هستند.

(لازم به ذکر است این عناوین توسط فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای تغیر نموده که این حقیر هم در جلسات آن شرکت داشته و نحوه رتبه بندی مرشدان  ورزشکاران و کشتی گیران را در آینده نزدیک تشرح خواهم نمود.)

مرشد با ضرب گرفتن و خواندن اشعار مناسب ، حرکات ورزشی را تنظیم می کند ، ادای احترام به واردین بر حسب مراتب آنها مثلاً با خوش آمد گفتن یا زدن دست به ضرب یا به زنگ سردم از وظایف مرشد است.

رفتار « نوچه » با پهلوانان و مبتدی با متقدم و مرید با مراد ، هر یک با دیگری در محوطه زورخانه مبتنی   بر اساس « اخوت » است.

انواع ورزش در زورخانه و ورزشهای متداول در زورخانه عبارتست از :

سنگ گرفتن – شنو رفتن – میل گرفتن -  پا زدن – چرخیدن – کباده گرفتن وکشتی گرفتن.

سنگ :

چوبی است  وزین  به  شکل  مربع  مستطیل با وزنهای مختلف که در انتهای شمالی به قوسی ختم می شود و در وسط دارای دستگیره ای می باشد.

گیرنده سنگ ابتدا در جای سنگ که در صفه خارج از گود قرار گرفته به پشت می خوابد و دو سنگ را یکی به دست راست و دیگری را به دست چپ می گیرد ، اگر گیرنده سنگ پهلوان مشهوری باشد ، مرشد پس از نواختن بزنگ ، شمارش آغاز می کند ، عدد شمارش از 117 تجاوز نمی کند و به طور کلی جمیع اعمال ورزشی که قابل شمارش باشد به همین عدد ختم می شود . انتخاب و تقدیس عدد117 بواسطه احترام به 117 نفر کمر بسته مولاست.

سنگ گرفتن به دو طریق انجام می شود ، یکی آنکه گیرنده سنگ را برداشته به قوت بازو ، روی سینه خم نموده بعد بلند می کند.

دیگر آنکه به کمک تمام بدن گاهی به پهلوی راست و گاهی به پهلوی چپ متمایل می شود .این طرز سنگ گرفتن را « غلطان » گویند.

شمارش سنگ بدین طریق است .

هر کار که میکنـی بگـو بسم الله                                  تا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت که رسد بحلقه سنگ بگو                                  لاحــول و لا قــوه الا بــا لله

 بزرگست خدای ابراهیم ، دو نیست خدا ، سید کائنات ، خلاصه موجودات ، پنجه خیبر افکن علی ، شش گوشه قبر حسین ، امام هفتم ، باب الحوائج ، قبله هشتم یا امام رضا بطلب الخ.

 شنو :

 پس از سنگ گرفتن نوبت شنو رفتن است که تخته های مربع مستطیل شکل را به طول 50 یا 75 سانتیمتر با دو  پایه  کوتاه به کف گود  نهاده دو دست را با فاصله روی آن می گذارند و پاها را به عقب می کشند و هماره با نوای ضرب مرشد و غزل دلکش او بقدرت بازو ، سر و سینه را بروی تخته خم کره و با همان نیرو به جای خود باز می گردند .

میل:

پس از شنو نوبت میل گیری است میل عبارت از دو چوب مخروطی شکل است بوزنهای مختلف که ابتدا آنها را روی شانه قرار داده و با نوای ضرب و زمزمه مرشد شروع به ورزش می کنند بدین ترتیب که یکی را روی دست نگاهداشته  دیگری را از پشت شانه به پایین می آورند و به همین ترتیب ادامه می دهند . سپس نوبت پا زدن فرا می رسد وبعد نوبت کباده زدن .

کباده :

کاملاً شبیه به کمانی است از آهن به اوزان مختلف که به آن حلقه ها و پولک های فلزی آویخته اند. کمان را بدست چپ و دستگیره  چوب مخروطی شکل وسط حلقه های فلزی را بدست راست می گیرند و کمان را بالای سر تا روی شانه می آورند و باز می گردانند . بعد از کباده زدن چرخیدن آغاز می شود وبعد از آن نوبت کشتی گرفتن می رسد و کشتی گرفتن از زمان باستان ارج و حرمت خاصی در ایران داشته است. فردوسی در شاهنامه شرح کشتی گرفتن پهلوانان نام آور ایران را توصیف می کند و سعدی در گلستان از کشتی گیری حکایت می کند که سیصد و شصت بند ( فن ) فاخر میدانسته است.

پس از کشتی گیری پایان ورزش اعلام می شود و میاندار به انبیاء و اولیاء و بزرگان دین و پیشروان ، دعا  می کند و برای بیماران طلب شفا می نماید و کف گود را بوسیده ابتدا پهلوان و به ترتیب پیشکسوت و نوخاسته و نوچه از گود خارج می شوند و لباس پوشیده از زورخانه بیرون می روند.

« رده گفتن » یعنی سخنان زشت بر زبان آوردن در گود مقدس زورخانه ممنوع است . ورزشکار باید پاک نظر باشد. بر او فرض استکه در موقع ورود بگود خاک گود را به رسم ادب بوسه زند و از مرشد « رخصت » بطلبد و جواب « فرصت » مرشد را بشنود.

به کو شش :دکتر جابر عناصری ( استاد ادب و عرفان در دانشگاه های تهران )