زورخانه

وبلاگ منوچهر عطاالهی

فردوسی طوسی قسمت دوم
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: فردوسی طوسی قسمت دوم

فردوسی طوسی

نامه ی پهلوان
کلمه ( پهلو) معنای فراخ نگری و مدارایی داشته است. این واژه از خشت و خشتره به معنای آمیزش و مهرورزی و همبستگی آمده و خشتر در فارسی باستان، شاه و پهلوانی است که شهر و کشور و جهان را با مهر و مدارا می آراید. از همین واژه خشت که بنیاد خانه است،وخشت به معنی نی که در دست پادشاهان بر سنگ نگاره ها دیده می شود ، می توان پی برد که پهلوان، شاه جهان آراست:
نشسته بر آن باره خسروی
بپوشیده آن جوشن پهلوی ( گرشاسب نامه)
کلمه پارت نیز از همین کلمه گرفته شده است و پهلو، پرتوه، پهله و پارت از یک جا آمده است و اشکانیان که همان پارت ها باشند، نامشان از اشک گرفته شده و اشک و خشت و عشق از یک ریشه و همه معنای مدارا و مهر و همبستگی دارد. پس پهلوانی کیش مدارا و مهر بوده است:
تبه کردی آن پهلوی کیش را
چرا ننگریدی پس و پیش را ( اسدی)
در یشت ها و بویژه یشت نهم و دوازدهم و سیزدهم و نوزدهم که در زمان هخامنشیان و اشکانیان نوشته شده، از پهلوانان ایران یاد شده است.
کتاب یادگار زریر، داستان های دوره ساسانی چون بهرام چوبین، کارنامه اردشیر بابکان، سکسیکین، پیکار، مزدک نامه، التاج، دینکرد، بندهشن، اردای ویراف نامه، مینوی خرد و آیین نامه ها نیز داستان های پهلوانان ایرانی در آن روزگار را باز می گویند.
پهلوان و پهلوانی در ایران از قاف می آغازد و از همانجا با عرفان پیوند می خورد. کوه و حیوان و انسانی که در این داستان های پهلوانی می آیند، همه در تاریخ عرفان حضوری چشمگیر دارند.

ادامه دارد ...