زورخانه

وبلاگ منوچهر عطاالهی

فردوسی طوسی قسمت ششم
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: فردوسی طوسی قسمت ششم

فردوسی طوسی

 

 پس کیخسرو، روی به سوی آتش می کند و سوگند یاد می کند به دادار دارنده و به روز سپید و به شب سیاه و:
به خورشید و ماه و به تخت و کلاه
به مهر و به تیغ و به دیهیم شاه
که هرگز نپیچم سر از مهر اوی
نبینم به خواب اندرون چهر اوی
سپس دبیران در کار می آیند و :
یکی خط نوشتند بر پهلوی
به مشک از بر دفتر خسروی
گوا بود دستان و رستم بدین
بزرگان لشگر همه هم چنین
و سوگند نامه را به رستم می سپارند:
به زنهار در دست رستم نهاد
چنین خط سوگند و آن مهر و داد

پایان بخش آیین سوگند نیز چنین است:
وزآن پس همی خوان و می خواستند
دگرگونه مجلس بیاراستند
ببودند یک هفته با رود و می
بزرگان در ایوان کاوس کی

رویین تن شدن و بی مرگی و جستجوی چشمه آب زندگی یا آب حیات یا چشمه خضر( خدر. خسرو. کسرا. قیصر. کایزر. سزار. همه از نام خسرو یا شاه گرفته شده است) در کهن ترین داستان ها و آیین های عرفانی ایرانی و در شاهنامه دیده می شود.( هم چنین در استوره گیل گمش که کهن ترین استوره یافته شده بشری است و در غرب ایران به دست آمده است)
این آرزوی بزرگ بشر سپس به سراسر جهان بال می گشاید.مرگ اما سرانجام کار است. پس هر پهلوان رویین تن نقطه ضعفی دارد که به همسن سبب از پای در می آید. آشیل را هنگامی که در آب فرو می برند تا رویین تن شود، مادرش پاشنه پای او را می گیرد و آن قسمت آبدیده نمی شود و دشمن با پرتاب تیری به پاشنه آشیل او را نابود می کند. اسفندیار نیز هنگام فرو شدن در آب، چشمان خود را می بندد و سرانجام رستم با پرتاب تیری به چشمان او، وی را می کشد.

ادامه دارد ...