زورخانه

وبلاگ منوچهر عطاالهی

قسمت هشتم- وسایل ورزش های زورخانه
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: قسمت هشتم- وسایل ورزش های زورخانه

میل و کباده و سنگ ؛ نمادی از پهلوانی و نشانی از ابزار رزم با اهریمن

قهرمانی در میان ایرانیان از گذشته ریشه در پهلوانی و جوانمردی داشته است. قهرمان کشتی گیر به هنگام ورود به تشک کشتی، هنگام برداشتن سنگین ترین وزنه ها یا ورود به زمین چهارگوش فوتبال و به هنگام بالا رفتن از سکوی افتخار خاک را می بوسد و بعد وارد گود مقدس ورزش می شود که یکی از نشانه ها و قواعد ورزش باستانی است.
ورزش باستانی ایرانی ریشه در اساطیر کهن ایران از گذشته تا امروز دارد و به همین دلیل است که تمام حرکات ورزشکاران و وسایلی که از آن استفاده می کند هر کدام نماد و نشانه ای از فرهنگ کهن ایران درروزهای دور است.
تاریخ کشور ما تاریخ پهلوانی ها و دلاوری ها و افتخارات پرشکوه انسانی است که در کنار فرهنگ چند هزار ساله ما شکل گرفته است. گذشته ما صحنه جنگ میان خیر و شر، خوبی و بدی، اندیشه پاک و دروغ و صحنه نزاع میان حق و باطل است. در آن میانه آنچه پیروز است حکم لایزال الهی است. فرهنگ پهلوانی ایران زمین از گذشته تا امروز همنشین با جوانمردی بوده است که نمادش مهر خدای جنگ و عدالت است. تجسم میترا _تنها تصویر ایزدی ایرانیان باستان _ به صورت مردی جنگی تصویر شده که شاخ گاوی را در دست گرفت و آن را مقهور خود کرده است. در اسطوره ها آمده است میثره یا میتر اول از سنگی زاییده شد و به هنگام زاده شدن دشنه ای در دست داشت و با آن به جنگ خورشید رفت و آن را فرو کشید و نماد پهلوانی شد. به همین دلیل در کنار معابد مهری مکان هایی شبیه زورخانه های امروزی برای تربیت پسرهای بالای هفت سال ساخته می شد.
با ظهور اسلام و تاکید بر تربیت نظامی پسران موضوع ورزش کردن آنها جدی شد گفته می شود زورخانه به شکل امروزی از قرن هفتم و پس از حمله مغول به وجود آمد. شهادت برخی از منابع پوریای ولی نخستین زورخانه را پایه گذاشت.
حدود دویست سال پیش زورخانه جایی بود که مردان در آن ورزش می کردند و بیشتر در کوچه پس کوچه های شهر ساخته می شد. بام آن به شکل گنبد و کف آن گودتر از کوچه بود. در زورخانه کوتاه ساخته می شد تا هنگامی که فرد می خواهد وارد شود به حالت تعظیم و احترام وارد شود.
شکل زورخانه دوار بود. یک دایره در مرکز به نام گود زورخانه و سکوی نشستن مرشد و تماشاگران دور تا دور آن تعبیه می شد. مرشد هنگام ورود یک فرد محترم و یا تازه وارد زنگ را به صدا در می آورد. ورود کودکان و زنان به زورخانه ممنوع بود.
ورزشکاراران به همراه میاندار به وسط گود می آمدند و حرکات ورزشی انجام می دادند. اسباب و آلات ورزش باستانی که اکنون مرسوم و معمول است عبارتست از سنگ، تخته شنا، میل و کباده. این وسایل هرکدام امروز نماد یک وسیله جنگی گذشته است که در فرهنگ و سنت ایرانی و شیعه به آن تاکید شده بود: جنگاوری، تیراندازی، شنا
آداب و رسوم ورزش در گود:
در ورود به گود سادات، معمرین و پیشکسوتان، مقدم اند و در ایستادن در گود همین سنت رعایت می شود که دیگران به ترتیب کسوت در زیز دست سادات قرار می گیرند. معمولا ورزش با ضرب مرشد و بیان الله الرحمن الرحیم یا شعری که همین مضمون را داشته باشد شروع می شود.

میل یا گورگه:
میل ابزار ورزشی است از چوب استوانه ای شکل مایل به بدنه مخروط که از ده کیلو تا سی کیلو وزن دارد. شکل میل تداعی کننده گرز است و قدمت آن به دوره های کهن می رسد. چون ورزش زورخانه ای از ریاضت های اهل فتوت بود از وسیله ای شبیه میل برای ورزیده ساختن خود استفاده می کردند. غلامرضا انصافپور پژوهشگر و مردم شناس در کتاب تاریخ و فرهنگ زورخانه معتقد است: این وسیله گرز مانند متضمن معنی مستعار نبرد با قوای اهریمن بود و همچنین چون برابر یشت (یکی از بخش های اوستا) 6 فقره 5 آمده که گرز میترا برای سرکوبی اهریمن تقدیس شده و بنا به نوشته مینوی خرد پهلوی باب 43 هم روش در هم شکستن قوای اهریمن با گرز توصیه شده است. به این دلیل به نظر می آید که میل در زورخانه با آن شعائر جوانمردی نمی تواند با چنان گذشته ای و آیین ها و هدف های معنوی بی ارتباط باشد.
این ابزار ورزش که در بدو پیدایش احتمالا شبیه گرز و از چوب و آهن ساخته شده بود برای پرورش بدن و مهارت در گرزکوبی به کار می رفته است. میل های چوبی که اکنون نیز رواج دارد از چوب های سختی مانند نارون و گردو و ارژن و زبان گنجشک ساخته می شود. در تومار افسانه پوریای ولی و گل کشتی میرنجات که هر دو به دوران صفویه باز می گردد. از میل زورخانه به شکل امروز نام برده شد.
پیش از آن نیز اوحدی در قرن ششم در بیتی از مخیر گیران نام برده، که نوعی میل خاص بود.
میل ها بر سه نوع بودند:
1) میل بازی
2) گورگه
3) میل سنگین
میل بازی از میل های دیگر کمی کوچک تر و دسته آن بلندتر است به علت سبکی برای شیرین کاری آن را به بالا پرت می کردند.
گورگه: این کلمه که بر وزن فسرده تلفظ می شود در گذشته نوعی میل بازی بوده است ولی از چندین سال پیش به نوعی میل که سنگین تر از میل بازی سبک است اطلاق می شد.
میل های سنگین نیز که نوع سوم هستند میل هایی بودند که تنها ورزشکار روی شانه ها می گذاشت و با حرکات چرخشی آنها را می گرداند.
برای بازی با میل معمولا پس از پایان ورزش شنا هر کس میل خود را برمی دارد و به آهنگ مرشد و هماهنگ با میاندار حرکاتی را با میل انجام می دهند. پس از آن برخی از ورزشکاران به میانه میدان آمده و با حرکات با میل اصطلاحا شیرین کاری می کنند.
 

کباده:
یکی دیگر از ابزارهای ورزش باستانی کباده است. کباده که شکلی از همان کمان جنگی است. این وسیله در فرهنگ های فارسی به معنای کمان نرم و سست که مخصوص مشق کمان کشیدن ضبط کرده اند. غلامرضا انصافپور به نقل از کتاب مینوی خرد معتقد است از این کمان آمادگی یا کمان مشق برای جنگ با اهریمن یاد شده اصل و نسب دارد. در فرهنگ دهخدا از نوعی کمان مشقی برای قوی شدن کتف کمانداران نام می برند. تصور می رود کباده های اولیه به صورت و هیئت کباده های کنونی نبوده است. اکنون کباده ها را از آهن خالص می سازند و تنه آن حالت فتری ندارد.
کمان های قدیمی را از قطعات استخوان می ساخته و روی آن را پی پیچ می کرده اند و برای آن که حالت فنری پیدا کند از روغنی به نام روغن کمان استفاده می کردند.
کباده های زورخانه قرن هاست که به دو شکل است یکی بدنه ای کمانی یا مقوس دارد که آهنین و سنگین است و در مقابل برای حفظ تعادل زهی زنجیری و بلند به دو سر آن آویخته بودند. در زورخانه ها معمولا دو جور کباده وجود داشت یکی سبک برای تازه کارها و دوم سنگین برای ورزشکاران سابقه‌دار.
کباده زدن بر سه گونه بود:
1 _ یک طرفه که بیشتر توسط تازه کارها انجام می شد و حرکت دادن کباده میان یک طرف شانه تا بالای سر است.
2 _ دو طرف که توسط قهرمان ها و پیش کسوت ها زده می شد و حرکت کباده به راست و چپ از بالای سر و باز کردن هر دو دست بود.
3 _ رو به روی سینه یا جلو رو‌ که آن هم از عهده ورزشکاران سابقه دار بر می آمد.
مرشد زورخانه برای کباده کشیدن ضرب خاصی را داشت اما تنها برای پیش کسوتان شمارش با آهنگ خاص بود.
سنگ:
اسبابی که در حال حاضر به اسم سنگ در زورخانه متداول است دو قطعه تخته سنگ حجیم به شکل نعل کفش های قدیمی است که در قسمت بالای آن مربع و در پایین منحنی است و در وسط هر یک از سنگ ها سوراخ و دستگیره ای در نظر گرفته شده و در دو طرف دستگیره برای جلوگیری از خراش برداشتن دست ورزشکار قطعات نمد می گذارند. سنگ های زورخانه وزن مشخصی ندارد وزن آن بستگی به اندازه و سلیقه کسی که آن را سفارش داده بود در نظر گرفته می شد. ولی روی هم رفته هر یک 20 کیلو کمتر و 40 کیلو بیشتر نداشتند. سنگ زورخانه به گفته پژوهشگران همان سپر است و ورزشکاران برای قوی کردن بازو ها از آن استفاده می کردند.
پهلوانان در هنگام سنگ گرفتن به پشت می خوابیدند و دست ها را از بالای سر به دستگیره سنگ می رساندند و هر دو سنگ را یک دفعه از جای خود حرکت می دادند و روی زمین به سمت راست و چپ می غلطیدند و در هر بار غلطیدن دست مخالف به سمت بالا می رفت.
در هنگام این حرکت مرشد بر خلاف سایر حرکت ها برای کسی که سنگ می انداخت تعداد حرکات او را با آداب خاص شمارش می کرد. ترتیب شمردن سنگ از 1 شروع و به 50 ختم می شد و دوباره از پنجاه به طور معکوس تا یک ادامه پیدا می کرد. ولی این شمارش نباید از 117 تجاوز می کرد. اگر ورزشکار از این مقدار تجاوز می کرد شمارنده سنگ شمارش را ختم و باز از عدد یک آغاز می کرد. این حد نصاب در شهرهای مختلف تفاوت داشت.
شماره کردن سنگ دارای الفاظ و عبارت های مخصوصی که غالبا آمیخته با صنعت کنایه و استعاره بود، گفته می شد. کسی که شمارش را آغاز می کرد قبلا با صدای بلند می گفت: ماشاا... (احول ولا قوه الا بالله العلی العظیم بسم الله الرحمن الرحیم، یک به نام خدا _ دو نیت خدا _ سبب ساز کل سبب، چاره ساز بیچارگان، پنجه گشای خیبرگشای علی (ع) _ شش گوشه مرقد حسین (ع) امام هفتم، قبله هشتم یا امام رضا (ع)، نوح نبی، دهنده بی منت، الله. علی و یازده فرزندش جمال قائم صلوات، زیاده باد دین نبی، چهارده معصوم پاک، نیمه کلام ا... شانزده گلدسته طلا، هفده کمر بسته مولی، خدای هجده هزار عالم، ختم شاه نعمت ا... ولی، بیست لعنت خدا بر ابلیس ...
سنگ گیری دو گونه است:
1) سنگ گیری تکی
2) سنگ گیری جفتی

تخته شنا (شنو(
یکی دیگر از ورزش هایی که در زورخانه برگزار می شود ورزش شنا است.  مرشد پس از خواندن سرنوازی ضربه ای به زنگ می زند و طبل را با یک ضرب متوالی به صدا در می آورد. ورزشکاران تخته های شنا را مقابل خود قرار داده و با هر دو دست روی تخته شنا قرار می گیرند و با سرهای برافراشته به تقلید از میاندار حرکاتی را انجام می دهند.
تخته شنا (شنو) تخته ای است پایه دار که طولش به اندازه عرض شانه یا کمی بیشتر)حدود 60 تا 70 سانتی متر) و پهنای آن به اندازه پهنای کف دست است (حدود 8 سانتی متر) که دو پایه کوتاه در زیر آن را از زمین بالا نگه میدارد، تخته شنا از وسایل اصلی ورزش زورخانه نیست کما این که بدون آن نیز می توان با گذاشتن کف دست ها به روی زمین شنوهای چهار گانه را انجام داد.
شنوهای چهار گانه عبارتند از:
شنای کرسی
شنای دست و پا مقابل
شنای دوشلاقه
شنای پیچ است.
 در میان برای آغاز هر شنا مرشد زنگ را به سبک خاصی می نوازد و با آهنگ های خاص ورزشکاران را هدایت می کند. در زورخانه انواع دیگری نیز از شنو رفتن نیز صورت می گیرد. که بعضی ابداعی و برخی دیگر تفننی است.

دستگاه سردم و وسایل مرشد:

سردم محلی منزه و قابل احترام است که مرشد بتواند با تسلط به فضای گود مقدس رسم تشریفات و آداب تعارف های زورخانه ای را در حق مستمعین داخل و خارج ادا کند. چنین رسم است که سردم را با پرهای طاووس و قو زینت می دهند. چون در روزگاران قدیم این قبیل پرها را جنگجویان و سرداران جنگی به کلاه خودهای خود نصب می کردند. نمای سکوی سردم را از سنگ مرمر و یا چوب گردو می سازند و بر بالای آن غرفه ای برپا می دارند که یک طاق نصرت زینت بخش آن است.
جای مرشد در کنار در ورودی و نشیمنگاه او بر سکوی نسبتا مرتفعی است که طاق های هلالی یا مربع شکل دارد که یک یا چند زنگ به آن آویخته اند.

ضرب:
یا طبل مرشد شبیه تنبک ولی از جنس سفال است که بر دهانه بزرگ آن پوست نازک دباغی شده، پوشانیده شده است.

پوشاک مرشد:
در گذشته نطعی یا
لنگی بوده به روی پیژامه می بسته اند و لنگی روی شانه ها می انداختند. بوده اما امروزه غالباً با پیراهن ورزشی و شلوار بلند چرمی یا مخملی روی پشت دستگاه و سردم می نشینند
.